تبليغاتX
سرخ پوست

سرخ پوست

سرخ پوست


دردل من چیزی است مثل یک بیشه ی نور مثل خواب دم صبح

وچنان بی تابم که دلم میخواهد

بدوم تا ته دشت بروم تا سر کوه

دورها آوایی است

.

.

.

.که مرا می خواند...

+ نوشته شده در چهارشنبه 1 آبان1387ساعت 23:48 توسط سرخ پوست |


یادم باشد سنجاقك های سبز
قهر كرده و از اینجا رفته اند
باید سنجاقك ها را پیدا كنم...
یادم باشد معجزه قاصدكها را باور داشته باشم...
یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر كس
فقط به دست دل خودش باز می شود...
یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم...
یادم باشد زنده ام...
یادم باشد سنگ خیلی تنهاست
یادم باشد...
باید با سنگ هم لطیف رفتار كنم، مبادا دل تنگش بشكند...

+ نوشته شده در جمعه 15 شهریور1387ساعت 18:30 توسط سرخ پوست |


 

گفتی

 

دوستت دارم و

 

من

 

به خیابان رفتم

 

فضای اتاق

برای پرواز کافی نبود.

+ نوشته شده در یکشنبه 20 مرداد1387ساعت 2:7 توسط سرخ پوست |



 



Design by : Night Skin